ساراسارا، تا این لحظه: 17 سال و 3 روز سن داره

سارا عزيز مامان و بابا

چهارشنبه 10 اسفند 90

1390/12/10 9:17
نویسنده : فتوگرافی متین
165 بازدید
اشتراک گذاری

 

سارا جون ، سلام ماماني

يادته با  مامان جون و بابا محسن رفتيم خريد ، يكشنبه بود رفتيم خريد لباس عيد براي شا خانوم خانوما

وقتي رفتيم يك مقدار لوازم خوراكي خانه خريديم شما هي مي گفتي مامان مباس ، اين خوبه ،‌اون خوبه خلاصه تا يك چند دست لباس از مامان جون نگرفتي ول نكردي .

مامان جون آنقدر دوست داره كه تقريباً 7 دست لباس برات خريد خيلي خوشگلند .

شما وقتي رسيديم خونه مي خواستي همه رو بپوشي ، تمام لباسا رو خانوم خانوما پرو كردين .

تازه از فرداش دوست داشتي هر روز يكيشو بپوشي راه مي رفتي مي گفتي اون شلوار قرمز ، بعد يك ساعت مي گفتي او يك يشلوار خلاصه مرتب آن لباسا رو هي پوشيدي و من هم هي حرص خوردم و گفتم سارا جون اينا مال عيد كثيف مي شه ولي شما گوشت بدهكار نبود

حالا عكس هاي لباسا رو مي گيرم و بعد مي ذارم برات تو وب تا خودت هم بيايي و ببيني

خداحافظ خانوم خانوماي خودم بوسسسسسسسسسس

 

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (0)